1404/9/23
گرچه علوم تجربی بر این نکته تأکید دارند که بارش باران تابع شرایط دقیق جوی و اقلیمی است، اما در فرهنگ دینی ما عوامل معنوی نیز در کنار علل طبیعی مؤثر دانسته شدهاند یکی از این حکمتها میتواند عقوبت و مجازات اجتماعی باشد. در برخی روایات تصریح شده که گناهانی مانند کمفروشی، ظلم حاکمان، فساد در قضاوت و ...، موجب حبس باران و جلوگیری از نزول برکات آسمانی میشود. البته روشن است که نمیتوان هر بار باران نباریدن را صرفاً به گناه نسبت داد. گناه یکی از عوامل است، نه تنها عامل.
در روایات اسلامی، دلایل معنوی نباریدن باران در سه گروه عمده دستهبندی میشوند:
در این دسته، رفتارهای مردم یکی از عوامل حبس باران معرفی شده است.
"هرگاه کمفروشی رواج یابد، مردم به خشکسالی گرفتار میشوند".
بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۵۱
"امّت من تا زمانی در خوشیاند که با هم دوستی کنند، هدیه دهند، امانتدار باشند، از حرام دوری کنند، مهماننوازی نمایند، نماز بپا دارند و زکات بدهند. و چون اینها ترک شود، گرفتار قحطی و خشکسالی میشوند."
"هرگاه در وزن و پیمانه خیانت شود، خداوند مردم را به قحطی و خشکسالی گرفتار میکند".
الکافی، ج۲، ص۳۷۴
طبق این روایات، رفتار نادرست زمامداران در جامعه اثرگذار است.
"هرگاه زمامدار ستم کند، باران کم میشود."
نهجالفصاحه، ص ۱۹۷
"وقتی حاکمان دروغ بگویند، باران بازداشته میشود."
امالی مفید، ص ۳۱۰
"هرگاه حاکمان در دادرسی ستم کنند، باران قطع میشود."
من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۵۲۴
این روایات نشان میدهد حتی رفتار کارگزاران و مدیران میانی جامعه نیز مؤثر است.
"هنگامی که کارگزاران دروغپردازی کنند، باران قطع میشود."
بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۷۴
البته باید توجه داشت "گناه" در این روایات تنها به رفتارهای فردی محدود نمیشود. موارد زیر نیز مصداق گناه اجتماعی هستند:
اینها همان گناهانی هستند که میتوانند "قطرات آسمان را حبس کنند."
در زمان پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نیز خشکسالی رخ داده است؛ بنابراین هر خشکسالی به معنی وجود فساد یا گناه حتماً در همه جامعه نیست.
ممکن است جامعهای مردم صالح، حاکمان درستکار و کارگزارانی امانتدار داشته باشد، اما به دلیل عوامل طبیعی یا دلایل حکیمانه دیگر، باران نبارد.
لذا روایات در صدد عنوان علت اصلی نیست بلکه در کنار سایر عوامل به برخی عوامل پرداخته است. و بنابراین نمیتوان از یک عنوان روایت یا حتی چند روایت یک نظام علت و معلولی برای پدیده ای مانند بارش باران درست کرد.
روایات تأکید ویژهای بر نقش توبه و استغفار در رفع موانع معنوی نزول برکات دارند.
استغفار در کلام امیرالمؤمنین(ع)
شخصی برای آمرزش، و دیگری برای بارش باران نزد ایشان آمد. امام در هر دو مورد فرمودند:
"برو استغفار کن."
دعای امام حسین(ع) در عرفه
"اللَّهُمَّ اغْفِرْلی الذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ قَطْرَ السَّماءِ"
"خدایا! آن گناهانی را که قطرات آسمان را بازمیدارند، بر من ببخش."
این فراز نشان میدهد برخی گناهان اثر مستقیم بر حبس باران دارند.
در عین حال، بارش باران تابع قوانین طبیعی است:
به همین دلایل:
چرا؟
چون خداوند نظام طبیعت را قاعدهمند قرار داده است.
مثلاً استانهای گیلان و مازندران به دلیل نزدیکی به دریا و وجود دیواره کوههای البرز، بارش فراوان دارند؛ اما سواحل جنوبی ایران با وجود دریا، ارتفاعات بازدارنده نزدیک ندارند و بارش کمتر است.
تقوا و دینداری تنها به عبادات فردی محدود نیست؛ بلکه شامل مدیریت درست منابع و ساختارها نیز میشود.
امیرالمؤمنین(ع):
"هر کس میخواهد بداند جایگاهش نزد خدا چگونه است، بنگرد که خدا در زندگی او چه جایگاهی دارد."
امام صادق(ع):
"میان سپردن کار به خائن و سپردن آن به نادان تفاوتی نمیبینم."
تحفالعقول، ص۴۲۷
بنابراین کمبارانی در کشوری مانند ایران را نمیتوان تنها نتیجه عوامل معنوی دانست؛ مجموعهای از عوامل طبیعی، مدیریتی و معنوی در کنار هم نقش دارند.
خشکسالی و نباریدن باران پدیدهای چندعلتی است:
۱- عوامل طبیعی
جغرافیا، اقلیم، بادها، کوهها، فاصله از دریا و...
۲- عوامل انسانی و مدیریتی
درست مصرفکردن، حفظ محیط زیست، مدیریت علمی آب، مقابله با فساد و ...
۳- عوامل معنوی
گناهان فردی و اجتماعی، ظلم، فساد، کمفروشی، اسراف، بیعدالتی و ...
و در مقابل، استغفار، اصلاح، عدالت و تقوا موجب جلب رحمت و نزول برکات الهی میشوند.
چنانکه آتش باید بسوزاند، کویر باید خشک باشد و مناطق مرطوب باید بارانخیز؛ طبیعت بر اساس قوانین پایدار عمل میکند.
اما خداوند در کنار این نظام طبیعی، نظام معنوی را نیز قرار داده و رفتار انسان میتواند بر بهرهمندی از نعمتها تأثیر بگذارد.
اصلا خداوند اسباب و وسایل را در ساختار طبیعت قرار داده اما برای بنده مومن نشانه هایی قرار داده که افراد بدانند از سلطنت خدا خارج نیستند. امروز علم مدرن نیز در برخی از زمینه ها به این جهل و ناشناختگی برخی عوامل رسیده است و حتی برخی دانشمندان موحد در دنیا میدانند که همه قوانین و علتها را نمی دانند و در جایی کار خارج از اراده عوامل مادی است و یا به تعبیری عوامل غیرمادی نیز در برخی موارد دخیل هستند. البته چون ساختار علم بر اساس تجربه گرایی است برخی دانشمندان موحد به سراغ این موارد نرفته و سکوت اختیار میکنند، نه آنکه منکر این عوامل باشد.
لذا وظیفه انسان مدرن متدین، در عین توجه به تمام قوانین مادی و علمی کشف شده و تبعیت از آنهاست، در دیگر سو باید توجه خود را به فعالیت خدا در دنیا داشته باشد و لذا از دستورات خدا و حجت او نیز در این راستا تبعیت کند و دعا برای باران را فراموش نکند.