up

معرفت امام عصر (ع)

این کتاب در سال 1384 توسّط دکتر سیّد محمّد بنی هاشمی به رشته تحریر درآمده است و موضوع اصلی آن، نه خود امام عصر (عج)، بلکه معرفت ایشان است .

76,000 تومان

70,000 تومان

نا موجود

موجودی: 0عدد

- +

درباره کتاب

این کتاب در سال 1384 توسّط دکتر سیّد محمّد بنی هاشمی به رشته تحریر درآمده است و موضوع اصلی آن، نه خود امام عصر (عج)، بلکه معرفت ایشان است تا به منظور شناخت جایگاه منحصر به فرد "معرفت امام زمان (عج)" در دین و بیان آثار و لوازم عملی این معرفت، روزنه هایی به سوی شناخت بعضی از صفات و کمالات آن امام عزیز گشوده شود. لذا با ارائه معنایی روشن از جایگاه آن در کلّ نظام بندگیِ خداوند –که هدف از آفرینش انسان است- محورّیت معرفت امام (ع) در ارائه معانیِ دقیقِ اسلام، ایمان، کفر، شرک و .. کاملا روشن شود. همچنین به بیان ارزش منحصر به فرد و تعمیق معنای معرفت امام (ع) در مجموعه تعالیم دینی پرداخته که در آن، بخشی از کمالات ویژه اهل بیت عصمت (ع) به تصویر کشیده شده و پس از بیان نقش تَولّی و تَبرّی در دینداری؛ به توضیح رابطه معرفت امام عصر (عج) با طاعت و معصیت خداوند پرداخته است. همچنین با بیان ارزش و اهمّیت معرفت ایشان در زمان غیبت، برخی از آثار و لوازم این معرفت را بیان کرده است. فلذا سعی شده است تا پاسخ روشن و ساده ای به پرسشها داده تا خواننده بتواند با مطالعه آن حتّی المقدور ابعاد مختلف مطلب را بشناسد و وظیفه خود را در مورد آن بفهمد. روشی که برای توضیح مطالب به کار گرفته شده است، صرفاً مراجعه به احادیث اهل بیت (ع) است و از بیان موارد دیگر پرهیز شده است.

 

ارزش و چگونگی بندگی خداوند

  هدف از خلقت بندگان، عبادت با معرفت است. اگر هدف از اهداف الهی، هدفِ فعل است و مقصود از فعل، همان مخلوقات است؛ نسبت دادن غایت به افعالِ الهی جایز نمی‌باشد. ما خداوند را مطلقاً حکیم می‌دانیم و نسبت دادنِ هرگونه لغوی را به ذات مقدّسش عقلاً جایز نمی‌دانیم. در کتاب خداوند و کلمات نورانی اهل بیت (ع)، چه مخلوقات در مسیر تحقّق هدف الهی حرکت کنند و چه با سوء اختیارشان چنین نکنند، در هر دو صورت خلق خداوند هدفدار می‌باشد. در حقیقت هدفی که او برای مخلوقات خویش تعیین فرموده و حرکت در مسیر تحقّق آن را از ایشان خواسته است، بندگیِ اختیاری در پیشگاه الهی است .

 

اراده تکوینی و تشریعی خداوند چیزی جز بندگی خدا نیست و این بندگی نباید قهری و اضطراری باشد. او راه بندگی را به جنّ و انس –که مختار هستند- نشان می‌دهد و آنها هم با انتخابِ خود، یا در مسیر عبادت قرار می‌گیرند و یا از آن سر باز می‌زنند و در هر دو صورت، خلقت خداوند عَبث و بیهوده نیست. زیرا خداوند از آنها عبادتِ اختیاری و آگاهانه را خواسته است نه اینکه جبراً بنده خدا باشند. اگر خواستِ خداوند در این مورد تکوینی بود، راه معصیت و نافرمانی را باز نمی‌گذاشت و این مساله فقط جنبه تشریعی دارد و عبادت بر پایه معرفت است. معرفتِ خدا بالاترین معرفتها و در رأس همه آنهاست و همه نعمتهای دیگر از طریق پذیرش آن نصیب انسان می‌شود. پس بهترین و با فضیلت ترین واجبات، پذیرفتنِ معرفة الله است و معرفت خداوند، روح عبادت است. ایمان در فرهنگ دینی مساوی با معرفتِ خداوند است. اصلِ ایمان یک امر قلبی است و آثار آن در اعضا و جوارح ظاهر می‌شود. یکی از اعضا زبان است که شخص باید آنچه را که قلباً پذیرفته به زبان هم جاری سازد. آن چیزی که در پذیرفتن و قبول معرفت بر انسان لازم است، اقرار و اعتقاد و رضا و تسلیم است و همگی اختیاریِ انسان هستند. اسلام شرط ایمان است و زمانی که به عنوان دین مطرح می‌شود، همان اسلامِ حقیقی و تسلیمِ قلبی است که جدایِ از ایمان نیست؛ بلکه همراه با آن می‌باشد. حقیقت کُفر این است که شخص روح بندگی و اطاعت از خداوند را نداشته باشد. بنابراین به صِرف اطاعت نکردنِ امر پروردگار کافر نمی‌شودو اگر این اطاعت نکردن، به جهت عدم تسلیم و حالتِ انکار یا سبک شمردنِ ربوبیّت و مولویّت خدای متعال باشد سبب کفر می‌شود. در این صورت تفاوتی بین گناه صغیره و کبیره نیست. زیرا کسی که بنای اطاعت ندارد، برایش تفاوتی نمی‌کند که آنچه مولایش به او اَمر کرده، کوچک باشد یا بزرگ. آنچه مهمّ است، روح تسلیم و بندگی است که در چنین شخصی وجود ندارد. هیچ کسی به صِرف انجام معصیت و بدون انکار ربوبیّت یا سبک شمردن امر و فرمان الهی، کافر نمی‌گردد. به چنین شخصی در فرهنگ اصطلاحات دینی، فاسق گفته می‌شود. اگر انجام یک یا چند گناه برای انسان آسان شود و به طور کلّی دیگر باکی از انجام آن نداشته باشد، این حالت انسان را به استخفاف و سبک شمردن و بی اعتنایی نسبت به اوامر و نواهی خدایِ متعال می‌کشاند و این کُفر است.شک در معرفت، در واقع شک در تسلیم و پذیرفتنِ آن است که مرتبه ضعیفی از کُفر می‌باشد و چنین شخصی قطعاً کافر است.

 

معرفتِ امام، تنها راه بندگیِ خدا

جایگاه رفیعِ ائمه اطهار (ع) و معرفت ایشان، از آنجا است که راهِ بندگیِ خدا را به طور صحیح بیآموزیم و با رأی و سلیقه شخصیِ خود در این مسیر قدم برنداریم. نقش پیامبران در ارائه طریق بندگی در این است که خداوند ما را به حالِ خود رها نکرده است. از جانب خویش رسولانی را فرستاده تا آئین بندگی را به ما بیآموزند و به این وسیله، حجّتِ خود را بر ما تمام کرده است. لازمه منزّه بودنِ خدا از صفات مخلوقات، این است که هیچ یک از آنها نمی‌توانند مواجهه مستقیم با او داشته باشند و این، شأن سفارت و معبرّیت از جانبِ خداوند است. معرفّی راهنمایان الهی به وسیله خداوند بوده و معرفت خداوند به خودش و رسول به رسالتش است.
برگزیده بودن پیشوایان الهی از جانب خداوند است که ایشان را از لغزش و معصیت حفظ می‌کند. مرتبه اخلاص در بندگیِ خداست و عبادت خدا از طریق تسلیم به برگزیدگان الهی شامل معرفت نسبت به حجج الهی هم می‌شود. استکبار شیطان از سجده بر حضرت آدم (ع)، از نداشتنِ ایمانِ قلبی اش به خداوند است. مقام خلیفة اللّهی برای حجتهای خداوند، به این معناست که او با خداوند ارتباط دارد، از خواست خدا مطّلع می‌باشد و در تشخیصِ کلامِ خدا با غیر آن اشتباه نمی‌کند و از تأثیر القائات شیطانی در امان است. موضوعیّت و طریقت داشتن شناخت خلفایِ الهی، پذیرفتنِ شأنِ الهیِ برگزیدگان و سپس اخذِ دستوراتِ الهی از طریق ایشان است. قبولِ آنها هم موضوعیّت دارد و هم طریقت. اقرار به نبوّت یا امامتِ ایشان در رأس همه واجبات، پس از پذیرفتن معرفتِ خدا قرار دارد و در صدرِ رضایِ الهی واقع است. پس از آن نیز کشفِ رضا و سخطِ الهی در کلّیه امور فقط از طریقِ مراجعه به ایشان امکان پذیر است. اهمیّت این تسلیم به اندازه ای است که اگر کسی نسبت به مقامِ خدادادی خلفایِ الهی حتّی شک هم داشته باشد، از جانب پروردگار مورد هیچ عنایت و توجّهی قرار نمی‌گیرد. در میان همه برگزیدگان الهی، پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت معصوم ایشان دارای ویژگی هایی هستند که آنها را از دیگران متمایز کرده است و لذا می‌توان ایشان را برگزیدۀ آن برگزیده ها دانست. برتری چهارده معصوم (ع) بر انبیای الهی، فرشتگانِ الهی و همه مخلوقات با احادیث معتبری مورد تأکید قرار گرفته است. تعابیری که مطابق با احادیث و روایات متعدد و معتبری بر اهل بیت (ع) اطلاق شده، شامل: "عین اللّه" ، "لسان اللّه" ، "ید اللّه" ، "باب اللّه" ، "بِنا عُبِدَ اللّه" ، "بِنا عُرِفَ اللّه" ، "امین اللّه فی خَلقه" ، "حُجّت اللّه" و  .. می‌شود.

 


ارتباط ایمان با معرفت امام (ع)

حدأقل معرفتِ ما نسبت به امام (ع) که واجب می‌باشد، شامل دو بخش است: بخش اوّل اعتقاد به فضائل و اوصاف امام (ع) و وظایفی که نسبت به ایشان داریم، و بخش دوّم شناخت یک یک امامان به نام و نَسَب آنها. در بخش اوّل، وظیفه امّت در قبال امام (ع) شامل پنج وظیفه می‌شود. حدّ معرفت امام (ع) در انسان به میزان تحقّق این پنج مورد بستگی دارد و هر مقدار اینها کاملتر و عمیقتر باشد، معرفت بالاتر است و هر قدر کمتر و ناقصتر باشد، به همان اندازه معرفت هم ناقص است. لذا به صرفِ ادّعا و شناخت ظاهری، نمی‌توان ادّعای معرفت امام (ع) را کرد. مقاماتِ الهی ائمه (ع) و فضایل و کمالات ایشان، خدادادی است و اهل بیت (ع) آنچه را که خداوند در انجام مسئولیّتهای الهی از ایشان خواسته بود، با عملکرد خویش تحقّق بخشیدند. ایشان میزانِ حق و رضای خداوند هستند. شرط لازم آمرزش گناهانِ انسان، رضایِ امام (ع) است و امام (ع)، راعی و سرپرست امّت است و مسأله "ولایت" ایشان، به معنای سرپرستی و صاحب اختیار بودنشان نسبت به مخلوقات می‌باشد. معرفتِ امام (ع) سرچشمه همه خیرات است  و مراجعه انسانها به ائمّه اطهار (ع) از باب مراجعه جاهل به عالم و یک حکم عقلی است و امر تحکّمی و تعبّدی محض نمی‌باشد و نیاز انسان به امام (ع)، در اصول و فروع دین می‌باشد.

هدایتگری امام (ع) به دو صورت انجام می‌شود. یکی "ارائه طریق" و نشان دادنِ راه است و دیگری "ایصال الی المطلوب" و حرکت دادنِ با همراهی ایشان به سمت مطلوب است. امام شناسی، تنها پایه خداشناسی است و تعریف خداشناسی صحیح بدون امام شناسی امکان ندارد. معنای دقیق "هدایت" و "ضلالت" در قرآن این است که تا شخص اقرار به ولایت ائمّه اطهار (ع) نکند، اهل هدایت نیست و آنچه مقبول خدایِ متعال می‌باشد، توحیدِ بدون نبوّت و نبوّت بدون امامت نیست. باید هر سه با هم جمع شوند تا "هدایت" تحقّق پیدا کند، وگرنه شخص از "ضلالت" و گمراهی خارج نشده است. مُنکر ولایت مُشرک است و انکار امامت دارای مراتبی است که برخی از آن مراتب شدیدتر و بعضی خفیف تر است. مُنکرِ امام، مسلمانِ کافر است و "ولایت" شرط ضروری "توحید" است.

 

نقش تولّی و تبرّی در دینداری

حقیقت دین و روح اسلام، تعبّد و تسلیم به پیشگاه پروردگار متعال و اِعمال ولایت الهی در حقّ بنده مومن است. حبّ و بغض برای خداوند، معیار درجه ایمان است که دوستی با دوست خدا و دشمنی با دشمن او است.اهل بیت (ع) محبوب بالذات خداوند هستند و مودّت فی القربی، روح بندگی خداوند می‌باشد. برائت از دشمن اهل بیت (ع) خودش فی نفسه عبادت و مقرّبِ الی اللّه است. پیشوایان کفر، ریشۀ هر شرّ هستند که با گشودن راه ضلالت، مردم را از قدم نهادن در راه هدایت بازداشتند و به این وسیله، آنان را از همه خیرات محروم ساختند. بنابراین تقصیر این پیشوایان در مورد همه جنایات شامل می‌شود که راه را بر این چشمۀ زلال بستند و آب گِل آلود را در اختیار مردم قرار دادند. فلذا وِزر و وبال گناهان انسانها به طور غیر مستقیم بر عهده آنان می‌باشد. هر جنایتی که صورت می‌گیرد و هر کار حرامی که انجام می‌شود، علاوه بر آنکه فاعل آن شایسته عذاب و مواخذه است، گناهش بر گردن امامان ضلالت نیز خواهد بود. چرا که مانع شدند از اینکه مردم در مکتب اهل بیت (ع) تربیت شوند و تقوا بیآموزند. تولّی و تبرّی، شرط قبولی و ردّ اعمال است و اهمیّت قالب و ظاهر عبادت، ایمان و عمل صالح بعنوان دو شرط لازم برای سعادت است. دلالت ولّی خدا در همه اعمال و ولایت اهل بیت (ع) وسیله امتحان خلایق در دنیا و قبل از آن است. معرفتِ امام (ع)، ابتدا و انتهای هر عبادتی و در هر حال واجب است و معرفت و انکار ایشان، معیار ایمان و کُفر است. در واقع منکر امام (ع) هم کافر است و هم مُشرک و مُنکران ولایت بدونِ آن که خودشان بفهمند، به عبادت غیر خدا و شرک مبتلا می‌شوند. یکی از مصادیقِ یاری اهل بیت (ع)، از طریق لعن بر دشمنان ایشان است. اساس و محور خلقت خداوند –چه در تکوین و چه در تشریع- محبّت به اهل بیت (ع) بوده است و درجات بهشت و جهنّم بر مبنای حبّ و بغض نسبت به اهل بیت (ع) شکل می‌گیرد.

 

سعادت اهل ایمان به سبب ولایت
 
معرفت اهل بیت (ع)، معیار ارزش شخصیت انسانی است و دینداری یعنی تسلیم نسبت به ولایت ائمّه(ع). عاقبتِ انسان و سعادت یا شقاوت او، وابسته به ایمان یا کُفر او است و تفکیک شخصیت افراد از روی اَعمال آنها می‌باشد. نجات اهل ایمان به برکت ولایت ائمه اطهار (ع) است. انسان برای رسیدن به سعادت ابدی، باید از تاریکی گناهان خارج و به روشنایی مغفرت الهی وارد گردد. سخت ترین عذاب الهی که اهل ایمان ممکن است به آن گرفتار شوند، آتش جهنّم می‌باشد که از همه عدابهای دیگر شدیدتر و تحمّل ان مشکل تر است. این عذاب برای شیعیانی است که بزرگترین گناهان را نسبت به سایرین مرتکب شده اند که اگر مورد عفو و رحمت الهی قرار نگیرند، تنها راه پاک شدنشان آتش جهنّم می‌باشد. یکی از راههای تطهیر از آلودگی گناهان، تحمّل سختی های روز قیامت می‌باشد. شدایدی در محشر هست که تحمّل هر یک از آنها هم برای انسان بسیار مشکل و سخت است. چه بسا مومنی که از آلودگی بعضی گناهانش با آتش جهنّم و از بعضی دیگر با تحمّل بعضی از شداید محشر پاک شود. امّا کسانی که گناهانِ کمتر و سبک تری داشته باشند، اگر مورد عفو و رحمت الهی قرار نگیرند و بخشوده نشوند، با مصیبت ها و بلایای دنیوی پاک می‌شوند. این نوع تطهیر برای انسان از تحمّل عذابهای اخروی سهل تر می‌باشد. یکی دیگر از راههای پاک شدن از آلودگی گناهان در دنیا، این است که خداوند، جان دادنِ مومن را سخت می‌گرداند و همین امر کفّاره گناهانش می‌گردد تا او با تحمّل این رنج تطهیر شود و پاک از دنیا برود. مطابق با آنچه از اهل بیت (ع) رسیده است، نگرانی ایشان در مورد اهل ایمان بیشتر به عالم قبر و برزخِ آنها مربوط می‌شود. دیدن آثار گناهان در برزخ، قاعده ای است که خود ائمّه (ع) وضع کرده اند و لذا شفاعت کردن ایشان در برزخ، به عنوان استثنا از این قاعده کلّی به شمار می‌آید.

 

رابطۀ ایمان و عمل

حفظ و صیانت از دین و ایمان به وسیلۀ وَرَع  است و رعایت آن؛ به این است که انسان نسبت به حرام های قطعی حریم بگیرد. یعنی به شکلی حرکت کند که مطمئن باشد به حرام نمی‌افتد. این موضوع صرفا با رعایت احکام فقهی در حدّ واجب و حرام تامین نمی‌شود. دین، چیزی جز معرفت اهل بیت (ع) و قبول ولایت ایشان نیست و تجلّی این امر در شدّت محبّت به ایشان است. اعمالِ نیک، شاخه های درخت پربار ولایت و محبّت اهل بیت (ع) هستند و در مقابل، معاصی و اعمال زشت متناسب با انکارِ ولایت و نشانه دشمنی با اهل بیت (ع) است. رابطه وجدانی میانِ ولایت و محبّت با انجام طاعات و پرهیز از معاصی، از برکات بازدارندگی محبّت اهل بیت (ع) از میل به معصیت و انجام گناه است.

 

معرفت امام عصر (عج) در زمان غیبت

عصاره دین، معرفت امام زمان (عج) است و شرط لازم دینداری، معرفت ایشان است. به طوری که اگر کسی امام شناس باشد، در واقع خداشناس و پیغمبر شناس هم هست. با وجودِ معرفت امام (ع)، اصلِ وجود دین محفوظ است. کسی که به امامان منصوب از جانب خدا را قبول دارد، لازمه اش این است که به آخرینِ آنها که پیشوایِ زنده موجود در این زمان است معتقد باشد و قبول داشتنِ پیشوایانِ قبلی بدون اعتقاد به امام زمان (عج) بی فایده است. معرفت امام (عج)، تنها راه حفظ دین در زمان غیبت است. بهترین و مهمترین گشایش برای امام عصر (عج)، همانا اِذنِ ظهور ایشان از جانبِ خدای متعال می‌باشد که هم فرجِ خود حضرت و هم فرجِ همه انبای و اولیای الهی است. موثّرترین وسیله برای تحقّق این هدف، دعا برای تعجیل فرج امام زمان (عج) می‌باشد.