زیست مؤمنانه (1)
۱۲ آبان ۱۴۰۵
پیش از آنکه بگوئیم، زیست مؤمنانه چیست، باید بپرسیم که چه نیست؟ چه چیزهایی این فرصت را از ما میگیرند تا زندگی ما در این دنیا مبتنی بر زیست مؤمنانه باشد؟
اجازه بدهید با قصهای شروع کنم. آقای الف از صبح که بیدار میشود، تا آخر شب مدام ذکر میگوید. نمازها همه اول وقت. جلسات قرآن و هیات و کلاسهای مذهبی و همه و همه سر جای خود بدون کوچکترین اخلال. در اتومبیل هنگام رانندگی، چیزی که در ماشین پخش میشود فقط سخنرانیهای مذهبی، نواهای مداحی و ادعیه است.
آقای الف موسیقی را به هر شکلی، حرام میداند و با آن به شدت برخورد میکند. با همسر و فرزندان و فامیل و دوستان فقط پیرامون دین و دیانت و خاطرات دینی و زیارتها حرف میزند.
ما نمیدانیم در قلبِ آقای الف چه میگذرد اما یک چیز را میدانیم: هویتِ اجتماعی ایشان روی دین و دیانت و مذهب بسته شده است. یعنی اگر بپرسید آقای الف را به چه چیزی میشناسی، میگویم: دینداری. اگر بپرسید دیگر چه؟ جوابی ندارم. باز هم میپرسید: خُب دیگر چه ویژگی بارزی در آقای الف هست؟ سکوت میکنم و جواب شما را نمیدهم.
چون آقای الف، بسیار مغرور، متکبر و خودبرتر بین است. برای همین چون شما آقای الف را میشناسید، ترجیح میدهم این قسمت را بازگو نکنم.
دیگران در نظر او بیدین، غافل از معنویات و سرشار از خطا هستند. البته آقای الف برای همه استغفار میکند و از خدا میخواهد گناهان دیگران را ببخشد. اما آنقدر که اصرار به بخشیده شدن گناهان دیگران دارد، روی گناهان خود چنین اصراری ندارد!
آقای الف، مصائب دیگران را ناشی از گناهان آنان میداند ولی مشکلات خود را ناشی از امتحان الهی! خُب برای آقای الف خیلی بد است که مشکلات پیش آمده برای خودش را ناشی از گناهان خود بداند. ولی اینکه به خود القا کند: این مسائل و بحرانها از این روست که خدا میخواهد من را امتحان کند، دلچسبتر است.
شاید آقای الف به بهشت برود؛ ما نمیدانیم. اما به سبک زندگی آقای الف، نمیتوان گفت: زیست مؤمنانه.